تبلیغات |
اگر آدم به هوا پا نمی داد ،، درخت ، سیب بر آدم نمی داد
تا به حال لاجرعه از غم خرده ای؟؟
زمان به پایان رسید ، اشک ها همه خشک شد ، ناله های کودکان حیدری در کوچه پیچید ، مادری از دست و پا افتاد بر خاک تپید. شعله آتش زبانه زد بر معجر او ، برگ گل سوخت. ضرب در سنگین ، طفلکی محسن در قلب مادر شد شهید.... تا به حال لاجرعه از غم خورده ای ؟ تا به حال سیلی محکم خورده ای؟ مدار صفر درجه
مرز در عقل و جنون باریک است
عشق و ایمان چه به هم نزدیک است آب ، نان ، آواز
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و، وانگاه آوازی
در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک دریابی
بس چه در آن تنگناشان باد ؟ ، شادی های شیرین است !!
کمترین تحریری از یک زندگانی
آب.. نان.. آواز
اگرآوازی نباشد ، شوق پروازی نخواهد بود ... همدلی
گفتم و همدلی کنم چندی ندهم دل به هیچ دلبندی خاص ما که در ازل بوده است با تو آمیزشی و پیوندی یک دم آخر حجاب یک سو رفت تا بر آساید آرزو مندی کاشکی خاک بوده ای در راه تا مگر سایه بر آن افکندی نرو بی چتر و بارونی...
خیلی بده اون چیزی که هستی رو هیچ انسانی نتونه درک بکنه
خیلی بده همه تورو به دید یک انسان بی هویت ببینند
همه انسانها به امیدی زنده هستند
اگر روزی دلی شکستی و امید را از انسانی گرفتی
خداوند امید را از تو میگیرد
هیچ انسانی حق جسارت به هم نوع خودش را ندارد
آهای....
اونی که همه آدم ها رو زیر دست خودتت میبینی
با توام... بله با تو هستم
خیلی بده به همه بد بین باشی این بد بینی تو به اطرافیانت ، به دوستانت ، به خانوادت ،
به کارمندانت ، به همسایه ، آنقدر زیبا دل می شکند که اگه خدایی نکرده یکی از آنها آه بکشه
اوضاع و احوالت بد جور میریزه به هم
تو تا به حال دلت نشکسته که بدونی من چی میگم..
خیلی بده خود بین باشی و دیگران برای تو مهم نباشند و به شخصیت آدم ها بی احترامی
کنی...
میفهمی چی میگم؟؟
نه فکر نکنم بفهمی .
کجای آسمون صافه؟
نه این آغاز بی فرجام
نمو ندن های بی حاصل
نرفتن های بی هنگام The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|